تبليغاتX
فصل سرد
و این منم زنی تنها در آستانۀ فصلی سرد، در ابتدای درک هستی آلودۀ زمین
یا من نتوانم
که این سان می سرایمت

یا تو ندانی
که این سان سردی

کاش ...

+ نوشته شده در  85/11/23ساعت 15:50  توسط سامره | 

۱

سال بد

سال باد

سال اشک

سال شک

سال روزهای دراز و استقامت­های کم

سالی که غرور گدایی کرد …

 

 ۲

زندگی دام نیست

عشق دام نیست

حتی مرگ دام نیست

چرا که یاران گم­شده آزادند

آزاد و پاک ...

 

۳

من عشق را در سال بد یافتم

که می­گوید« مأیوس نباش » ؟

من امیدم را در یأس یافتم

مهتابم را در شب

عشقم را در سال بد یافتم

و هنگامی که داشتم خاکستر می­شدم

گر گرفتم

 

زندگی با من کینه داشت

من به زندگی لبخند زدم

خاک با من دشمن بود

من بر خاک خفتم ،

 

چرا که زندگی سیاهی نیست

چرا که خاک خوب است .

 

۴                 

 من بد بودم اما بدی نبودم

از بدی گریختم

دنیا مرا نفرین کرد

و سال بد در رسید ...

 

و من ستاره­ام را یافتم ، من خوبی را یافتم

به خوبی رسیدم

و شکوفه کردم .

 

تو خوبی

و این همه اعتراف هاست ،

من راست گفته­ام و گریسته­ام

و این بار راست می­گویم تا بخندم

زیرا آخرین اشک من نخستین لبخندم بود .

 

۵

 تو خوبی

و من بدی نبودم .

تو را شناختم تو را یافتم تو را دریافتم و حرف­هایم همه شعر شد ، سبک شد

عقده­هایم همه شعر شد . سنگینی­ها همه شعر شد

بدی شعر شد سنگ شعر شد علف شعر شد دشمنی شعر شد

همه شعرها خوبی شد

آسمان نغمه­اش را خواند مرغ نغمه­اش را خواند آب نغمه­اش را خواند...

و برف آب شد شکوفه رقصید آفتاب درآمد .

من به خوبی­ها نگاه کردم و عوض شدم

من به خوبی­ها نگاه کردم

چرا که تو خوبی و این همه اقرارهاست بزرگترین اقرارهاست

من به اقراهایم نگاه کردم

سال بد رفت و من زنده شدم

تو لبخند زدی و من برخاستم .

 

۶

 دلم می­خواهد خوب باشم

دلم می­خواهد تو باشم و برای همین راست می­گویم

 

نگاه کن :

با من بمان !

 

"احمد شاملو"

 

+ نوشته شده در  85/11/17ساعت 11:24  توسط سامره | 

بازی روزگار را نمی فهمم...!
من تو را دوست می دارم....
تو دیگری را...
دیگری مرا ....
همۀ ما تنهاییم.

+ نوشته شده در  85/11/15ساعت 9:23  توسط سامره | 

آن قدر پنجه های احساسم را در خاک تنت فرو می کنم
تا از آن عشق بروید
نگو نمی توانم
من باران شعرم
و لبریز رباعی
و با تو تا خدا خواهم آمد...

+ نوشته شده در  85/11/04ساعت 8:54  توسط سامره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
باید.....!

ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سرد.

زمانی که قلب انسانها در انجماد مطلق بی مهری دست و پا میزند

کسی که دوستش داری،روزی به تو پشت خواهد کرد.

خوب بدان!...

دیگر در دلها جایی بنام عشق نیست

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
عاشقانه ها
برداشت
امروز من
پیوندها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان