![]() |
![]() |
|
| و این منم زنی تنها در آستانۀ فصلی سرد، در ابتدای درک هستی آلودۀ زمین |
|
برای تحقق بخشیدن به رویاهایت، دستان من لازم نیست، دستان تو هستند، امّا بدان، که دستان من همیشه مراقب دستانت خواهند بود. برای تحقق بخشیدن به رویاهایم، دستان تو لازم نیست، دستان من هستند، امّا می دانم، که دستان تو همیشه مراقب دستانم خواهند بود. و بعد، روزی که رویاهایمان به هم گره می خورند، دستان تو و من، باهم، و برای همیشه، نگاهبان رویاهایمان خواهند بود.
پ.ن: نمي شود كه تو باشي درست همين طور كه هستي و من هزار بار عاشق تو نباشم نمي شود ... مي دانم ...
|
|
+ نوشته شده در
86/12/24ساعت 0:10 توسط سامره |
|
|
و اكنون دوباره از دوردستها، صداي پايي مي آيد. |
|
+ نوشته شده در
86/12/19ساعت 16:4 توسط سامره |
|
|
به اينجا بيا و ببين كه عشقت چگونه در چشمانم مي درخشد از تنم متصاعد مي شود در كلامم جاري مي شود و از سر انگشتانم به همه جا مي چكد بیا و ببین ...
پ.ن: من نمیبخشم که جای پات بی جای پام روی جایی حک بشه! (حسین پناهی) |
|
+ نوشته شده در
86/12/10ساعت 0:54 توسط سامره |
|
|
در من اينك هزاران مجنون سرگردان هزاران ليلي هزاران بيابان را به هزاران جنون طي مي كنند. هزاران ليلي چشم انتظار هزاران مجنون بخار از هزاران پنجره پاك مي كنند. هزاران فرهاد هزاران تيشه را به سينه مي كوبند هزاران كوه از هزاران فرياد مي شكافند. هزاران شيرين تلخي هزاران ندامت را انگشت مي گزند. و من تنها مي شنوم تنها نگاه مي كنم. هزار و يك شب قصه هايمان هم كه به پايان برسند آوارگي هاي اين شهرزاد سرگردان تمام شدني نيست كه نيست |
|
+ نوشته شده در
86/12/02ساعت 20:53 توسط سامره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
باید.....!
ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سرد. زمانی که قلب انسانها در انجماد مطلق بی مهری دست و پا میزند کسی که دوستش داری،روزی به تو پشت خواهد کرد. خوب بدان!... دیگر در دلها جایی بنام عشق نیست |
| آرشیو موضوعی |
|
عاشقانه ها برداشت امروز من |
| پیوندها |
|
RSS
|