![]() |
![]() |
|
| و این منم زنی تنها در آستانۀ فصلی سرد، در ابتدای درک هستی آلودۀ زمین |
|
ميچرخيدم. نميدانم كجاي اين سقف داشت دور ماورائي ميزد. چشم كه برميداشتم تمام آدمكها رقصان تر از من در فاصله هاي خيالي ريشه دوانده بودند. من هنوز هم ميچرخم! |
|
+ نوشته شده در
87/10/08ساعت 22:54 توسط سامره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
باید.....!
ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سرد. زمانی که قلب انسانها در انجماد مطلق بی مهری دست و پا میزند کسی که دوستش داری،روزی به تو پشت خواهد کرد. خوب بدان!... دیگر در دلها جایی بنام عشق نیست |
| آرشیو موضوعی |
|
عاشقانه ها برداشت امروز من |
| پیوندها |
|
RSS
|