تبليغاتX
فصل سرد
و این منم زنی تنها در آستانۀ فصلی سرد، در ابتدای درک هستی آلودۀ زمین

امروز با آزاده رفتم نماز جمعه!! کاری که تا حالا نکرده بودم ... مثل اکثر افرادی که اومده بودن ... هنوزم شک داشتم که درسته یا نه ... احساس می کردم یه بازی دیگه است واسه حضور اکثریتی مردم مثل روز انتخابات اما اینبار در نمار جمعه ... آفتاب و گرما شدید بود اما باز هم در اوج این گرما مردم زیادی بودند که به سمت محل برگزاری نماز می رفتند. تقریبا از میدان هفت تیر نیروهای انتظامی و پلیس ضد شورش در کنار برادران عزیر و دوست داشتنی بسیجی و لباس شخصی دیده می شدند ... هاشمی قرار بود بعد از مدتها سکوت رو بشکنه!!! هر کسی یه چیزی می گفت:

" نکنه نیاد"؛ " چقدر بد بخت شدیم حالا باید چشممون به دهن رفسنجانی باشه"؛ "خیلی نباید امید داشت؛ الان می یاد می گه با هم دوست باشین بچه ها"؛ "خیلی ... کمه اگه بازم از اونوری ها حمایت کنه، کلی فحش بهش دادن، بعیده سکوت کنه" و ...

مردم هم یک سری شعارهای تند سر داده بودند که به روشنی مشخص بود دلشون می خواد مردم رو به رگبار ببندند اما خب این نماز جمعه خودشون بود ... (گرچه کلی هم زدند و کی هم گاز اشک آور خوردیم اما خوب فضا آروم تر بود به نسبت شعارها)

"هاشمی هاشمی سکوت کنی خائنی"؛ "دولت کودتا استعفا استعفا"؛ "مج... بمیری، رهبری رو نبینی"؛ "مرگ بر روسیه"؛ "نصر من الله و فتح القریب ننگ بر این دولت مردم فریب"؛ " مرگ بر دیکتاتور" و ...

بالاخره خطبه ها شروع شد ... و من تمام مدت به این فکر کردم که این مرد چقدر باهوش است، آنقدر با سیاست و آرام صحبت کرد که در عین حال هم از مردم دفاع کرد و هم به شخص خاصی حرف مستقیمی نزد تا اگر کسی حرف هایش را به خودش گرفت نتواند حرفی بزند چون در هر دو صورت بازی را باخته!!! انگار که حریف را در مسابقه X-O دو راهه کرده باشی (یه نفراز دوست های سابق اینکار رو با من کرد ... قرار گرفتن در این شرایط خیلی سخته!!!)

حرف ها هاشمی قابل قبول بود ... انتظار کمتری داشتم ... اما خوب بعدش چه؟؟؟

آزاده حرف بزرگی را تکرار می کند (اگر اشتباه نکنم گاندی!!):ابتدا نادیده ات می گیرند، بعد تو را به سخره می گیرند، سپس با تو درگیر می شوند در پایان مجبور به پذیرش تو می شوند

فکر می کنم ما سه مرحله اول رو به سرعت طی کردیم اما این مرحله آخر چقدر می خواد طول بکشه تا واردش بشیم رو نمی دونم!!!


پ.ن۱: من نیاز به انتخاب سرنوشتم دارم نه پذیرش آن!

پ.ن۲: خدایا! من از سردیه زمستان و بی برگی پاییز می ترسم، کمکم کن تا گرمای تابستان و سبزی بهار رو همین حالا ذخیره کنم

 

+ نوشته شده در  88/04/27ساعت 1:7  توسط سامره | 

امروز بازم خبر مرگ ... یه جوون دیگه ... سهراب ... کجا معلوم نیست؟؟ کی کسی نمیدونه؟؟ فردا نوبت کیه؟؟؟ من یا تو؟؟؟ یا یکی دیگه از دوستامون؟؟؟

همکار سابقم مجید سعیدی هم دستگیر شد ... یکی از بهترین عکاسان ایران که هیچکس در مورد عالی بودن عکساش شکی نداشت ... نیمه شب توی خونه به همراه تمامی وسایلش ... هدف چیه؟؟؟ شناسایی تمامی کسایی که تو این تظاهرات ها بودن  از روی عکسای مجید، البته گویا عکاس اعتماد ملی رو هم گرفتن ... خدایا مردم ما بهای چی رو دارن می دن؟؟!!

دیشب با یکی از دوستای نزدیکم که می دونستم تو بسیجه و باز هم داشت از رئیس جمهور محبوب!!! دفاع می کرد و گفت که تو مسجد سنگر واساده که از مسجد مقابل یه مشت منافق (این خس و خاشاک نمی گفت!!!) دفاع کنه!!! حالم بد شد!!! حس کردم این پسره کامران کریم زاده است و داره چرند می گه!!! هرچی از دهنم در اومد بهش گفتم  و گفتم که دیگه حاضر نیستم با کسی با این تفکرات دوستیم رو ادامه بدم ...

خدایا من دارم کجا می رم ...؟؟؟


پ.ن: برنده می داند به خاطر چه چیزی پیکار کند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید اما بازنده آنجا که نباید سازش می کند و به خاطر چیزی که ارزش ندارد مبارزه می کند؛ می بینی من باختم چون روزها به خاطر تویی که ارزشش رو نداشتی مبارزه کردم ...و تو هیچوقت نخواستی بفهمی ...

+ نوشته شده در  88/04/22ساعت 1:34  توسط سامره | 
همه چیز مرده است!

آن چه را جنبنده می بینی زنده مپندار!

باد است که بر سر گندم زار می وزد!

آنان تکان می خورند اما زندگی نمی کنند!!

هر جنبنده ای مرده است

مرده است و هنوز رنج می برد ...


پ.ن۱: دلم خیلی گرفته ... مدتها بود که این حس ازم دور شده بود ... دلم خیی تنگه ... بازم این اشک های مسخره رهام نمی کنند ... از من چی می خوان نمی دونم ... مدتها بود که به صورت آن لاین چیزی ننوشته بودم ... دلم تنگه ... دلم فقط مرگ رو می خواد!! همین.

پ.ن۲:تا حلا شده با کابوس به خواب بری، با کابوس از خواب بلند شی تا اینکه کابوس برات عادت شه؟؟؟ اتفاقات بد ماله یه برهه کوتاه از زندگیه اما اثرش تا مدتها با آدم می مونه ...

پ.ن۳: قرارمون یادت نره ... دوست دارم یادت نره ....

+ نوشته شده در  88/04/16ساعت 0:52  توسط سامره | 

هراس من باري از مردن در سرزميني است كه مزد گوركن از جان آدمي افزون تر باشد (شاملو)


3 روزه كه هنگ كردم، از وقتي فيلم كشته شدن ندا رو ديدم، ندا دختري هم سن و سال خودم، به خاطر هيچ چيز مرد!!! يه لحظه چشم هاش از جلو صورتم دور نميشه ... حتي تو خواب هم لحظه اي كه داشت جون مي داد آزارم مي ده!!!  ندا براي چي مرد؟؟؟ چرا كشتنش؟؟ ما كجا داريم زندگي مي كنيم؟؟؟ براي چي داريم خون مي ديم؟؟؟ آقاي رئيس جمهور؟؟!!! شايد شما حس مي كنيد رئيس جمهور شدن هم مثل خونه خريدنه كه واسه اينكه چشمتون نكنن بايد واسش قرباني بدين اما چون مرتبه اش از خونه خريدن خيلي بالاتره پس قرباني هاش هم بايد خاص باشن!!!! .... خدايا چه اتفاقي توي كشور من داره مي افته .... اتفاقات اين چند روزه باورم نميشه ... لحظه مرگ كودك نوزادي كه تو آغوش مادرش به خاطر حجم زياد گاز اشك آور خفه مي شه يه لحظه تنها نمي ذاره ... و در اين حال نوشته هاي هوشنگ اسدي (اسدي يكي از هم بندان آقاي خامنه اي در دوران قبل از انقلاب بود) توي گوشم زنگ مي زند كه به نقل از آقاي خامنه اي در اوايل انقلاب مي گويد: " در حكومت اسلامي قطره اشكي از چشم بيگناهي نمي ريزد"  ... اما اشك كه هيچ، خون از دماغ كه سهل است خون از حلق و چشم و گوش و قلب هم در جمهوري اسلامي آمد اما شما نيمي از مردم كشورتان را اراذل و اوباش خطاب كرديد ... واقعا به كشوري كه حداقل 10 ميليون نفر اراذل و اوباش دارد چه مي توان گفت؟؟؟ ...

+ نوشته شده در  88/04/03ساعت 0:42  توسط سامره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
باید.....!

ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سرد.

زمانی که قلب انسانها در انجماد مطلق بی مهری دست و پا میزند

کسی که دوستش داری،روزی به تو پشت خواهد کرد.

خوب بدان!...

دیگر در دلها جایی بنام عشق نیست

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
عاشقانه ها
برداشت
امروز من
پیوندها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان